نقش انبیاء درتمدن بشری
13 بازدید
محل نشر: فصلنامه علمی پژوهشی صباح- حوزه نتپاییز و زمستان 1382، شماره 9 و 10
نقش: نویسنده
سال نشر: 00/0/0
وضعیت چاپ : چاپ شده
نحوه تهیه : فردی
زبان : فارسی
تمدن یک واژهی عربی است که از ریشهی «مُدُن» گرفته شده و معنای متبادر آن پذیرش مدنیت، شهرنشینی، خو گرفتن به آداب و اخلاق شهریان، پذیرش نظم و قانون و سایر شئون اجتماعی و همکاری افراد اجتماع با یکدیگر در امور مختلف اجتماعی و سیاسی، اقتصادی، فرهنگی وغیره است.[9] برای تمدن تعاریف گوناگونی ارائه داده و ارکان متعددی برشمردهاند که در شکلگیری و پایداری آن مؤثر بوده است. ابن خلدون، از دانشمندان بزرگ اسلامی، اجتماع وتعاون، وجود دولت و قانون و نظم را از ارکان مهم تمدن دانسته است.[10] ویل دورانت، تمدن را چنین تعریف میکند: تمدن به شکل کلی آن عبارت از نظمی اجتماعی است که در نتیجهی وجود آن، خلاقیت فرهنگی امکانپذیر میشود و جریان پیدا میکند. در تمدن، چهار رکن و عنصر اساسی وجود دارد که عبارتاند از: پیشبینی و احتیاط در امور اقتصادی، سازمان سیاسی و سنن اخلاقی و کوشش در راه معرفت و بسط هنر. ظهور تمدن هنگامی امکانپذیر است که هرج و مرج و ناامنی پایان پذیرفته باشد; چه فقط هنگام از بین رفتن ترس است که کنجکاوی و احتیاج به ابداع و اختراع به کار میافتد و انسان خود را تسلیم غریزهای میکند که او را به شکل طبیعی به راه کسب علم و معرفت و تهیهی وسایل بهبود زندگی سوق میدهد.[11] تمدن همواره با واژهی فرهنگ در یک ردیف قرار میگیرد و برخی اندیشمندان آنها را مترادف و تمدن را صورت پیچیدهتر فرهنگ قلمداد کردهاند. در نگاه بعضی افراد، حوزهای از پدیدههای انسانی، فرهنگ و حوزهی دیگر تمدن است و... .[12]
آدرس اینترنتی