بحثی در شهادت ثالثه وتاریخ پیدایش آن
18 بازدید
محل نشر: سایت اندیشه
نقش: نویسنده
سال نشر: 00/0/0
وضعیت چاپ : چاپ شده
نحوه تهیه : فردی
زبان : فارسی
شهادت بر ولایت امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ در اذان از مسائل اختلافی بین علمای شیعه و سنّی است که از گذشته بوده است . برخی گفته اند شیعه ، شهادت بر ولایت را جزء اذان واجب می‎داند، اما این مسئله بی‎پایه و اساس وبدون مستند تاریخی و فقهی است ، واتفاق علمای شیعه قائل به عدم جزئیت آن در اذان می‎باشد. برخی این مسئله را از بدعتهای شیعه دانسته اند، امّا منظور از بدعت آن است که در احکام دین اسلام ـ آن‎گونه که خداوند به وسیله پیامبر ـصلی‎الله علیه و آله ـ برای مسلمانان تکلیف کرده است ـ تغییر ایجاد نموده به طوری که یا از آن بکاهیم یا بر آن اضافه کنیم مثل کاری که عمر بن الخطاب پس ازرسول خدا، دستور ممنوعیّت متعه را که در زمان پیامبر ـ صلی‎الله علیه و آله ـ حکم الهی وسنّت نبوی بود و پیامبر ـ صلی‎الله علیه و آله ـ به آن امر فرموده بود ، صادر کرد و عاملین به این سنّت را مجازات می‎کرد و خودش می‎گفت: «متعتان کانتا علی عهد رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ و أنا أنهی عنهما و أعاقب علیهما متعة الحج و متعه النساء ؛ یعنی دو متعه‎ای که در زمان رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ اجرا می‎شد، من از آن‎ها نهی می‎کنم و عامل بر آن دو یعنی تمتع در حج و عقد انقطاعی را مجازات می‎کنم. و همین طور در اذان برداشتن «حی علی خیر العمل» و جایگزین نمودن جملة«الصلاة خیر من ا لنوم،» این‎ها و دیگر بدعتهایی که در دین اسلام صورت گرفته ودر منابع معتبر گزارش شده است. پاسخ : اظهار شهادت بر ولایت در اذان که علمای شیعه آن را واجب نمی‎دانند، بلکه آنرا از دلیل عام یعنی اطلاقات عموم ادلّه و فحوای آن لازم واظهار آنرا مستحب دانسته و آنرا سنّتی دانسته اند که اظهار آن مربوط به یکی از اصول مذهب است ؛ با این که از فصول اذان به شمار نمی‎رود به طوری که شهادت بر ولایت را کامل کنندة شهادت بر توحید و نبوت دانسته و مانند صلوات در اذان است که استحباب آن پس از ذکر نام شریف پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ ثابت است ؛ بنابر این اثبات آن از دلیل خاص نیست بلکه از روی دلایل عام گفتن واظهار آن لازم است ؛ برخی گفته اند اذان امامان شیعه بدون شهادت بوده است ؛ در حالی که باتوجّه به روایات گزارش شده از امام صادق ـ علیه‌السلام ـ این مطلب درست نیست ؛ علاوه روایتی که از پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقل می‎کنند که، روزی یکی از اصحاب خدمت رسید و عرضه داشت: یا رسول الله چند روزی است که حرفهای تازه می‎شنوم که قبلاً نشنیده بودم. پیامبرـ صلّی الله علیه و آله ـ از او می‎پرسند: مگر چه شنیده‎ای؟ مرد عرب پاسخ می‎دهد: می‎گویند سلمان و اباذر در اذان خود پس از شهادت به رسالت شما، با گفتن «اشهد انّ علّیاً ولیّ الله» اقرار به ولایت علی بن ابی طالب ـ علیه السّلام ـ می‎کنند. رسول خداـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: مطلب را درست و خوب شنیده‎ای؛ سلمان و اباذر کار صحیحی انجام می‎دهند. پیامبرـ صلّی الله علیه و آله ـ در ادامه می‎فرمایند: مگر پیام خدا و گفتار مرا در روز غدیر فراموش کرده‎ای؟ سپس با یادآوری عبارت «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» آن مرد عرب را از پیمان شکنی بر حذر داشته و فرمودند: هر که چنین کند به ضرر دین و دنیای خود اقدام کرده است. بنابراین معلوم می‎شود که پس از واقعة غدیرخم و در دوران حیات پیامبرـ صلّی الله علیه و آله ـ شهادت به ولایت در اذان مطرح بوده و پیامبرـ صلّی الله علیه و آله ـ نیز آنرا تأیید وتصدیق نمود ؛ پس ازپیامبر(ص) ائمه وخواص شیعه براین مسئله واقف بودند وبرولایت بعنوان رکن مهم دین تاکید داشتند ،پایبندی برولایت دراظهار وآشکارکردن روشن می گرددوبهترین نماد اظهار دراذان پس از گواهی برتوحید ونبوت لازم است برولایت وامامت گواهی داده شودواظهارگردد ؛ این شعار شیعه وشهادت به ولایت به صورت علنی وآشکار درماذنه های مساجد بغداد هنگام اذان اززمان آل بویه که شیعه اقتداری نسبی یافت، برخی از شعارهای شیعه ازجمله این مساله بعنوان شعاری آشکارمطرح با وجود مخالفت عده ای ؛ اما اصرار آل بویه منجر به رسمیت دراذانهای شیعه مطرح گردیدکه شیخ صدوق درباره منع آن آن نص خاص داشت وآن را به مفوضه نسبت وبه آنان لعن کرد که در اذان کلماتی اضافه می کنند ؛ به هر صورت حاکمیت آل بویه تا مدتی آنرا در ماذنه ها گفتند و کسی نتوانست از انتشارآن جلوگیری نماید مگرمدتی درعهدسلجوقیان گفتن آن به کلی منع شد؛ پس از استیلای شاه اسماعیل صفوی درایران وقلمرو بزرگ صفویان این شعارهماره با عشق به امیرمومنان آشکارتر گفته شد ؛ چنانکه ازعهد رسول الله پس ازغدیربین شیعه ودوستان واقعی حضرت امیر مومنان(ع)رایج بود وامام صادق (ع)آنراموردتایید وتاکید قرار داد تا ازبین نرود. بنابراین ادعایی که شده صفویان این مسئله را مطرح ورسمیت دادند از نظر تاریخ درست نیست ؛ بلکه از دوران آل بویه که هنوز عباسیان بر مسند قدرت بودند وشیعیان علمای بزرگی چون شیخ مفید وسید مرتضی و... را داشتند علنی دراذان گفته شد. روش ودیدگاه فقهای شیعه: اکثر فقهای شیعه بویژه معاصرین گواهی بر ولایت را بعنوان یکی ازشعارهای مهم شیعه دانسته وبه جواز آن دراذان به نحوی که جزء واجب ازاذان محسوب نگردد درفتوی وعمل تصریح کرده اند ازاین روی فرهنگ رایج بین شیعه است وموضوعیت وجایگاه مهمی درعقاید شیعه دارد. مرحوم صاحب جواهر (ره) می‎گوید: شهادت بر ولایت در اذان مانعی ندارد امّا نه با این نیّت که جزء اذان باشد بلکه به جهت عمل نمودن به این حدیث که امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‎فرمایند: «هر گاه یکی از شما گواهی بر توحید و نبوت داد باید بگوید، علیُّ امیرالمومنین ولیّ الله» واین گونه اضافه ضرری به موالات و ترتیب میان فصول اذان نمی‎رساند، بلکه مانند صلوات است.... و اگر اتفاق و قبول اصحاب بر عدم جزئیت آن در اذان نبود، ممکن بود ادّعای جزئیت آن را بنماییم و این به آن خاطر است که دلیل عام صلاحیت بر مشروع بودن حکم خاص را دارد. محدث قمی می‎گوید: علامه حلّی در منتهی آورده است که بنابر حدیث امام صادق ـ علیه السّلام ـ که می‎فرماید: هر گاه یکی از شما گفت «لا اله الا الله، محمد رسول الله» سپس بگوید «علی امیرالمومنین ولی الله»، استحباب گفتن آن به طور عموم معلوم می‎شود واذان یکی از موارد مذکور است.» مراجع بزرگی چون ،کرکی ،مقدس اردبیلی، بهایی ،مجلسی،و.... درعصر صفوی ونراقی وشیخ انصاری وکاشف الغطاء وسید کاظم یزدی و...درعهد قاجار و...واز معاصرین مرحوم امام خمینی،اراکی و گلپایگانی وآقای خوئی وسیستانی وهمه ی مراجع فعلی دراین مسئله اتفاق دارند. نتیجه : ذکر شهادت بر ولایت حضرت امیر(ع) قرنها پیش از صفویان بوده است وشیعه این شعار را ولو در خفا می گفته وهرگز ترک نکرده است ؛ درزمان حکمرانی آل بویه شعارآشکار در اذان بود که سلجوقیان منع کردند؛ پس از سلجوقیان دگرباره در عهد شاه اسماعیل درماذنه ها احیا گردید؛ صاحب جواهر دلایل فقهی عام بر ذکر شهادت ثالثه را کافی می داند.