حضور قطعی اهل بیت دراربعین
13 بازدید
نقش: نویسنده
سال نشر: 00/0/0
وضعیت چاپ : چاپ شده
نحوه تهیه : فردی
زبان : فارسی
یادداشت مهمان/ حجت‌الاسلام حسنلو شواهد حضور قطعی اهل بیت(ع) اربعین در کربلا مرحوم قاضی تمام دلایل محدث نوری را جواب داده و ادعای خود را که حضور قطعی اهل بیت در اربعین اول بر سر قبور شهداست، ثابت می‌کند، همچنین برای رفع تردید درباره امکان سیر این مسیر در این مدت، خود شخصاً با شتر این مسیر را رفته است. خبرگزاری فارس، حجت‌الاسلام امیرعلی حسنلو(مدیرگروه تاریخ و سیره مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات): درباره زیارت کاروان اسرای اهل بیت(ع) از مرقد شهیدان کربلا در اولین اربعین سخنان بسیاری گفته شده، برخی از محققان معتقدند که کاروان اسیران در راه بازگشت به مدینه از کربلا عبور کرده و به زیارت شهیدان رفتند، ولی برخی معتقدند چنین چیزی امکان ندارد، بلکه اسرای اهل بیت(ع) در اولین اربعین به زیارت نرسیدند و ملاقات با جابر صحت ندارد. این مسأله نیز یکی از مسائل مورد اختلاف بین محققان است. مرحوم محدث نوری صاحب مستدرک در کتاب لؤلؤ و مرجان این قضیه را با دلایل و شواهدی بعید دانسته و رد کرده است و شهید مطهری هم که در نوشتن کتاب حماسه‌ حسینی و برخی از آثارش مقداری از مرحوم محدث و کتابش تأثیر پذیر بوده است، موافقاً با مرحوم محدث نوری آن را رد کرده است.(این سخنرانی ایشان در روز اربعین بوده است) شهید مطهری می‌فرماید: «یک جریان ساختگی که در هیچ کتاب معتبری وجود ندارد و تنها در یک کتاب وجود دارد که آن کتاب به اتفاق تمام ارباب مقاتل معتبر نیست ... ولی هیچکدام از مورخین و محدثین و مقتل نویسان اسلام این را ننوشته‌اند، بلکه تکذیب کرده‌اند و عقل هم (آن را تکذیب می‌کند) این دو محقق در وقوع این اتفاق تاریخی ایجاد تردید کرده‌اند. اما به نظر می‌رسد که دلایل استوار و تحقیق کافی پشتوانه این دیدگاه نیست. 1- اولاً هیچ یک از این دو بزرگوار در این باره تحقیق و استقصای کامل نداشته‌اند و همه رویدادهای تاریخی را ندیده‌اند، ضمن اینکه تخصص تاریخی هم نداشته، بلکه رشته تخصصی آن‌ها در علوم فلسفی و فقهی بیشتر بوده است تا تاریخی، بنابراین جهت سخنرانی در مراسم شهید متأثر از کتاب لؤلؤ مرجان به این نظر رسیده است. 2- مرحوم استاد مطهری افزون بر این گفته است: «عقل هم تکذیب می‌کند»، در حالی که همه می‌دانند عقل در حیطه علوم نقلی به ویژه تاریخ که علم پیچیده و اسنادی است، بدون تحقیق کامل نمی‌تواند نظر صائب و پذیرفته داشته باشد و قضایای تاریخی را بدون تحقیق کامل نمی‌توان تنها با استناد به عقل اثبات یا رد کرد، تاریخ علمی است با سند سخن می‌گوید و عقل می‌تواند در تحلیل سند و گزارش و در فهم آثار تاریخی به مورخ کمک کند، بنابراین با دید فلسفی صرف نمی‌توان رویدادها را مردود یا پذیرفت، می توان گفت نه تنها عقل ناممکن نمی‌داند، بلکه عقل تأیید و تحسین می‌کند که اهل بیت امام حسین(ع) از کنار این حادثه به این سادگی نگذرند، بلکه همه عقلا چنین حکم می‌کنند که امام سجاد(ع) و کاروان باید برگردند و از سرنوشت این کشتگان به هامون و غرق خون سراغی بگیرند. 3- عاطفه انسانی واحساسات پاک به ویژه این عواطف در خاندان رسالت از همه فزون‌تر است، امام سرچشمه عواطف است، حضرت زینب(س) که جدایی از برادر برای او بسیار سخت است، چگونه می‌تواند تاب بیاورد وبه زیارت عزیزان نرود، دختران امام حسین(ع)، حضرت سکینه، فاطمه و دیگر بانوان و همسران امام و صحابه امام همه دل در گرو این عزیزان داشتند، نمی‌توانستند بدون زیارت قبور مطهر به مدینه برگردند؛ لذا از نظر عاطفی و عقلی بسیار بعید است که انسان بعد از از دست دادن عزیزانش به هر نحوی که ممکن باشد، برای تسلی خاطر و تسکین آلام روحی بر سر مزار او برود و در آنجا عزاداری کند! عقل چگونه با چنین چیزی مخالف بوده و آن را تکذیب می‌کند که بانویی مثل زینب(ع) که محبوبترین فرد خاندانش(برادرش حسین) و سایر برادران و فرزندان و برادرزادگان را از دست بدهد و خودش به اسارت برده شود و در راه بازگشت به مزار آنها نرود. امام زین‌العابدین(ع) امام معصوم که از هر لحاظ در کمال و در اوج عواطف انسانی و عظمت معنوی از مزار عزیزانش زیارت نکند و فرزندان و خاندان پدرش را برای وداع به کربلا نبرد! اتفاقاً اگر نرفته باشد و جای بسی تعجب است و از نظر عقلی وعاطفی ترجیح با رفتن اسراء به کربلاست و نرفتن مورد مذمت عقل و عواطف است! چون مسیری را که اسراء را از کربلا به سوی شام آوردند، از همان مسیر ممکن است اسراء از شام به کربلا برگردند، در هر صورت شهر مدینه بعد از سرزمین کربلاست و کربلا در بین راه سوریه کنونی(شام) کشور عراق واقع است و از نظر عقلی هیچ استبعاد و مانعی وجود ندارد و از محالات نیست که خاندان امام حسین(ع) در راه بازگشت به مدینه در اولین فرصت به زیارت قبور مطهر شهیدان رفته باشند. 4- مرحوم نوری و شهید مطهری یکی از دلایل ردشان آورده‌اند که چون ابن طاوس صاحب لهوف در جوانی این کتاب را نوشته حرف او غیر معتبر است، در حالی که جوان بودن ابن طاوس هیچ دلیلی بر رد این مطلب نمی‌تواند باشد، اتفاقاً نیرویی که در جوانی برای پژوهش و تحقیق وجود دارد، در کهنسالی نیست، این دلیل آن‌ها نیز دلیل قابل قبولی نیست؛ از این نظر ضعف تحقیق بر آن‌ها که درسنین بالا تر بودند، غالب بود، به ویژه که شهید مطهری متأثر از نوری این سخنان را گفته است و خودش ظاهراً با توجه به مشغله‌های علمی و تدریسی مجال تحقیق کامل را نداشت، بنابراین دیدگاه آن دو بزرگوار در نهایت و شدت ضعف است. 5- در حالی که شهید قاضی در این باره نه تنها تحقیق کامل کرده و این کتاب را در تبعید و با فرصت کافی و مدت‌ها زمان برای نوشتن آن مصروف داشته و تتبع کامل کرده، نوشته و نظر داده است، افزون بر آن برای رفع تردید درباره امکان سیر این مسیر در این مدت، خود شخصاً با شتر این مسیر را رفته و در مدت زمان مشخص از شام به کربلا رفته است. 6- یکی از دلیل‌های شهید مطهری این است که نوشتن هیچ یک از مقتل‌نویسان و مورخان اسلامی این واقعه را ذکر نکرده‌اند. در جواب آن‌ها باید گفت که: اولاً چه کسی مدعی است که مورخین تمام حوادث را دقیقاً ضبط کرده‌اند و مسیر کاروان اهل بیت از شام به مدینه را گزارش داده‌اند. ثانیاً: مرحوم سید بن طاوس خودش یکی از محققان صاحب‌نظر و مقتل‌نویسان متقدم، معتبر و زبده است که دارای کتابخانه بزرگی بوده، بنابر گواهی مستشرقین که اکنون بسیاری از این منابع از بین رفته است، علاوه بر ابن طاوس، ابن نما نیز در مثیرالاحزان
آدرس اینترنتی