راهبردهای علمی، فرهنگی، سیاسی و معرفتی امام حسن عسکری(ع)
18 بازدید
نقش: نویسنده
سال نشر: 00/0/0
وضعیت چاپ : چاپ شده
نحوه تهیه : فردی
زبان : فارسی
خبرگزاری فارس، حجت‌الاسلام امیرعلی حسنلو (مدیرگروه تاریخ و سیره مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم): بی‌گمان شرایط سختی که برای امام عسکری(ع) از آغاز ولادت و دوران امامت بوده، برای هیچ یک از امامان(ع) نبود؛ حصر دائم و زندگی زیر نظر، تا آنجا که حتی در زندان جاسوسی را بر او گماشته بودند تا گفتار و رفتار او را گزارش دهد، چنان‌ که ابوجعفر هاشمی گفت: با چند نفر در زندان بودم، ناگاه امام حسن عسکری(ع) را وارد زندان کردند، در زندان شخصی بود و ادعا می‌کرد از علویان است، امام(ع) در غیاب او به یارانش فرمود: این مرد از شما نیست از او بر حذر باشید، آنچه گفته‌اید در نامه‌ای نوشته و در داخل لباس‌هایش است تا به خلیفه گزارش دهد، یکی از حاضران لباس‌های او را وارسی کرد، همان نامه را یافت که مطالب خطرناکی را در مورد زندانیان نوشته بود[1]. *این همه فشار برای چه بود؟ حاکمان جور‌ عباسی از چند جهت در مورد امام نگرانی داشته و حساس بودند: 1ـ گسترش شیعه: جمعیت شیعیان در آن عصر به خصوص در عراق بسیار بود، آنان نگران بودند که آن‌ها قدرت را به دست گیرند و با زعامت و رهبری امام حسن عسکری(ع) تاج و تخت عباسیان را واژگون کنند، شیعیان در این عصر به حدی نیرومند بودند که احمد بن عبید الله ابن خاقان می‌گوید: جعفر کذاب (که به دروغ ادعای امامت می‌کرد) نزد پدرم عبیدالله که دارای مقام عالی در دربار خلیفه بود، آمد و گفت: مقام برادرم را به من بده، در عوض من سالی بیست هزار دینار برای تو می‌فرستم. پدرم به او گفت: ای نادان! خلیفه، به روی معتقدین به امامت پدر و برادرت (امام حسن عسکری(ع)) شمشیر کشید، تا آن‌ها را از این اعتقاد برگرداند، نتوانست، بنا براین اگر آن‌ها (شیعیان) امامت تو را قبول دارند، نیاز به خلیفه و غیر او نداری و اگر آن‌ها تو را به امامت قبول ندارند، به وسیله ما هرگز نمی‌توانی به این مقام برسی، پدرم از آن پس، اصلاً به جعفر اعتنا نکرد و تا زنده بود اجازه نداد که جعفر به نزدش بیاید[2]. 2ـ پذیرش رهبری امام از سوی شیعیان: از سوی دیگر باید به این مسأله مهم نیز توجه داشت که شیعیان توجه خاصی به امام حسن عسکری(ع) داشتند و اموال بسیاری به مجضرش می‌رساندند، تا آنجا که به عنوان مثال، آن حضرت 100 هزار دینار (یعنی صد هزار مثقال طلا) به یکی از نمایندگان مورد اطمینان خود به نام علی‌‌بن جعفر همّانی داد تا بین مستمندان و شیعیان در مراسم حج تقسیم کنند، بار دیگر 100 هزار دینار برای او فرستاد، بار سوم 30 هزار دینار برای او حواله کرد.[3] 3 – تدابیر سیاسی امام(ع): جهت‌گیری‌های سیاسی امام حسن عسکری(ع) نامه و پیک‌های او، فعالیت شاگردان و نمایندگان او، حوزه علمیه طاغوت برانداز او، گفتار سازنده و حرکت‌بخش او و ... همه و همه نشان می‌داد که او نه تنها تسلیم دستگاه طاغوتی بنی‌عباس نیست، بلکه زمینه‌سازی فرهنگی و سیاسی عمیق و گسترده‌ای بر ضد آن دستگاه می‌کند. 4 ـ بقیهالله الاعظم(عج) فرزند امام حسن عسکری(ع): طبق روایات متعدد و متواتر، همه مسلمانان می‌دانستند که قائم آل محمد صلی الله علیه و آله حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور می‌کند و واژگونی تاج و تخت شاهان و سلاطین جور در سراسر جهان به دست اوست، از طرفی دریافته بودند که این مصلح جهانی فرزند امام حسن عسکری(ع) است، لذا در مورد آن حضرت، بسیار حساس بودند و احساس خطر می‌کردند و بر همین اساس حضرت مهدی(عج) از هنگام ولادت (در سال 255) حتی در عصر پدر (تا سال 260 یعنی 5 سال) جز از یاران بسیار مخصوص، مخفی بود. مرحوم محدث قمی در این‌باره می‌نویسد: سه نفر از خلفای بنی عباس خواستند امام حسن عسکری(ع) را بکشند، زیرا به آن‌ها خبر رسیده بود که حضرت مهدی(عج) در صلب اوست، آن‌ها آن حضرت را چندین بار زندانی کردند[4] و نیز روایت شده امام حسن عسکری(ع) هنگام ولادت حضرت مهدی(عج) فرمود: ظالمان پنداشتند که مرا می‌کشند تا نسل مرا قطع نمایند، آن‌ها قدرت خداوند قادر را چگونه دیده‌اند.[5] این عوامل و نظیر آن، علت بود که بنی‌عباس سخت‌ترین فشار و اختناق و سانسور را بر امام حسن عسکری(ع) و یارانش تحمیل کردند، امام حسن عسکری(ع) در راستای امامت و انجام وظایف الهی تدابیری از خود ابداع و به کار بست تا حفظ یاران خود را تضمین کرد تا آنجا که عثمان بن سعید عمری یار مخصوص آن‌ حضرت و اولین نائب خاص امام مهدی(عج) زیر پوشش روغن فروش مطالب را محرمانه از امام حسن عسکری(ع) به شیعیان و به عکس گزارش می‌داد، از این رو به او سمّان (روغن فروش) می‌گفتند[6]. *الگوگیری از راهبردهای حضرت 1ـ تشکیل حوزه علمیه و کوشش‌های علمی و انقلاب فرهنگی؛ 2 ـ ایجاد شبکه ارتباطی با شیعیان توسط پیک‌ها و نامه‌ها و تعیین نمایندگان و تلاش‌های آن‌ها و ارتباط با آن‌ها؛ 3 ـ تلاش‌های سری و محرمانه سیاسی بدون وقفه وانجام وظایف امامت؛ 4 ـ حمایت مالی شیعیان از امام و حمایت مالی آن حضرت از مستضعفان، برای حفط کیان تشیع؛ 5 ـ تقویت و توجیه سیاسی رجال و عناصر مهم شیعه و روحیه دادن به آن‌ها و سفارش آن‌ها به مقاومت و استقامت در برابر ستمگران؛ 6ـ استفاده گسترده از آگاهی‌های غیبی و قدرت‌های ملکوتی و معنوی؛ در تدبیر امور؛ 7 ـ آماده سازی شیعیان برای دوران غیبت.[7] *راهبردهای علمی تأسیسی و نوآوری‌های کاربردی 1ـ احادیث: نزدیک 400 حدیث در موضوعات مختلف در مجموعه فرهنگ جامع سخنان امام عسکری(ع) جمع‌آوری شده از جمله درباره توحید، نبوت، تفسیر در ابواب فقهی مثل طهارت، روزه، اجاره، وقف، امر به معروف و در اخلاق و ادعیه،در همه اینها نوآوری‌های علمی دقیق و آداب فردی و اجتماعی اثرگذار وجود دارد. 2ـ نامه‌ها: نامه‌هایی که به وکلا و یارانش درباره موضوعات مختلف کلامی و فقهی و ... نوشته است. 3ـ کلمات قصار: که سرشار از حکمت های الهی است، نظیر «التواضع نعمه لایُحسد علیها»؛ تواضع نعمتی است که هیچ کس بر آن حسودی نمی‌کند . 4ـ راهگشایی در تفسیر درست قرآن: تفسیری که به امام حسن عسکری(ع) منسوب است که امام(ع) تفسیری نوشته و یا گفته بودند و شاگردانش آن را نوشته بود، ولی کتابی که امروزه به عنوان تفسیر امام حسن عسکری(ع) وجود دارد، نسبت دادنش به امام چندان روشن نیست. 5ـ پاسخ به شبهات مختلف: علاوه بر نامه‌هایی که برای شیعیان و در جواب سؤالاتشان می‌داد، نامه‌هایی به وکلا و شاگردان و نمایندگان خود که از آن حضرت درباره مسائل مختلف پرسیده‌اند نیز می‌نوشتند که این آثار در کتاب مکاتیب الائمه مرحوم آیت‌الله احمدی میانجی جمع‌آوری شده و دارالحدیث چاپ کرده است. *راهبرد شناساندن امام در شرایط سخت شناساندن امام بعد از خود به مردم دراین شرایط بسیار سخت بود، با توجه به پیشگویی‌های پیامبر(ص) و ائمه درباره آن حضرت مراقبت دائم از خانه حضرت وجود داشت، جان امام در خطر کامل قرار داشت، به همین جهت ولادت امام زمان(عج) بسیار پنهانی بود، بنا بر نقل اکثر مورّخین مُعتبر و و محدّثین شیعه و غیر شیعه نیمه شعبان سال 255 هجری [8] و سال شهادت امام حسن عسکری(ع) سال 260 هجری است،[9] بنا‌بر تصریح علمای بزرگ امامیّه مانند؛ شیخ مفید، آن حضرت در سال شهادت پدر بزرگوارش پنج ساله بود.[10] این قول مشهور و دقیق بین علمای شیعه و تمام شیعیان است، بنابراین امام دوازدهم(عج) پنج سال در کنار پدر بزرگوارش و در سایه پدر مهربانش زندگی کرده است و زندگی و حتی تولد حضرتش به نوعی در خفاء و پنهانی بوده است، علّت اختفاء مربوط به اوضاع سیاسی و اجتماعی معاصر امام عسکری(ع) و حتی ائمه پیش از او بوده است به لحاظ امنیت جانی چنان که ولادت برخی از انبیای الهی در خفا و استتار بوده است.[11] شرایط سیاسی حاکم بر عصر امام(ع) به علت تدابیر سخت نظامی خلفای عباسی که دشمن سرسخت ائمه(ع) بوده‌اند، اقتضاء می‌کرد که شیعیان در تقیه کامل و اختفاء فعالیت‌های مذهبی خود را انجام دهند و ارتباط با ائمه(ع) برای شیعیان بسیار سخت انجام می‌گرفت، تنها وکلای شیعه در این دوره با زحمات زیاد امکان ارتباط با ائمه(ع) را داشتند، مخصوصاً دوره امام عسکری(ع) سخت‌ترین دوران سیاسی و اجتماعی برای شیعه محسوب می‌شود. با توجّه به اینکه در مدت پنج سال امام عسکری(ع) با خواص از شیعیان ارتباط مستمر داشت یا از طریق وکلای مخصوص در نواحی مختلف سرزمین اسلامی یا ارتباط مستقیم که در این فرصت‌ها امام(ع) سعی می‌کرد، جانشین خود را به شیعیان معرفی کند و آن‌ها را از سر درگمی نجات دهد، همان طوری که ائمه(ع) قبل از او علاوه بر تصریح پیامبر اکرم(ص) به نام ائمه(ع) شخصاً و عیناً او را به شیعیان معرفی می‌کرده‌اند تا هیچ کس به دروغ مدعی مقام امامت نشود که منجر به انحراف شیعه از مسیر حق شود، لذا در سیره تمام ائمه(ع) ما می‌بینیم که آن‌ها علاوه بر معرفی جانشین خود از آخرین امام معصوم نیز با القاب و اسم خاص آن حضرت به تصریح سخن گفته‌اند و او را به مردم با علائم مخصوص و منحصر به‌ فرد معرفی کرده‌اند. با این اهتمام به مقام امامت، امام عسکری(ع) هم خبر از ولادت و غیبت فرزندش داده و او را شخصاً از دوران نوزادی و تولّد، با طرق مختلف از جمله فرستادن «عقیقه»،[12] (قربانی کردن گوسفندی بعد از تولد نوزاد) به تمام شیعیان از ولادت آن حضرت خبر داده و او را به بزرگان شیعه نشان داده و در زمان خود شناسانده‌اند، تا حجت بر آن‌ها تمام شده است. در اینجا به ترتیب از منابع معتبر و مختلف به تبیین برخی از افرادی که بـه حضور حضرت صاحب الامر(عج) در زمان پدر بزرگوارش مشرّف شده‌اند، می‌پردازیم: 1. محمد بن عثمان العمری همراه چهل نفر از شیعیان آن حضرت را در کودکی دیده‌اند که امام عسکری(ع) به آن‌ها فرموده است: «هذا امامکم من بعدی و خلیفه علیکم اطیعوه»؛[13] یعنی این کودک بعد از من خلیفه و امام شماست و از او اطاعت کنید. 2. کلخی به نقل از ابو هارون که از شیعیان بوده است، نقل می‌کند که: صاحب الزمان(عج) را دیدم، صورتش مانند ماه شب چهاردهم نور می‌داد.[14] 3. یعقوب بن منقوش هم به نقل از شیخ صدوق(ره) در کمال الدین از جمله کسانی است که حضرت را دیده است.[15] شیخ صدوق از بزرگان شیعه است که کتاب‌های با ارزش را در علوم مختلف از خود بر جای گذاشته است که دارای اعتبار ویژه‌ای در پیش فُقهای شیعه هستند از جمله کتاب‌های بسیار معتبر او کتاب «کمال الدین و اتمام النعمه» است که آن‌ را درباره امام عصر(ع) نگاشته و تفصیلاً مباحث مختلفی را حول محور مهدویت طرح کرده و تمام شبهات وارده بر این جریان را در آن جواب داده است که بسیار قابل توجّه و مناسب است و از جهاتی، از جمله نزدیکی دوران حیات شیخ صدوق به دوران غیبت صغری از نقاط قوت این کتاب است و ممتاز بودن و برخورداری نویسنده از فضائل نفسانی از موارد دیگر امتیازات این کتاب شریف است که قابل توجه است، در حقیقت این کتاب جواب شبهاتی است که درباره مسأله مهدویت و وجود امام عصر(عج) در عصر صدوق بر شیعه وارد شده و صدوق(ره) قاطعانه به آن‌ها پاسخ مستند و مستدل داده است. از جمله کتاب‌های معتبر شیعه که به این مسأله «رویت امام در حیات پدرش» پرداخته، کتاب ارشاد شیخ مفید است (336-413)، به نقل از ارشاد محمد بن اسماعیل بن موسی بن جعفر(ع) که از نوادگان امام هفتم در عراق بود، امام زمان(عج) را در کودکی و در حیات پدرش دیده است. حمزه بن موسی بن جعفر(ع) از حکیمه خاتون عمه امام عسکری(ع) که از جمله روایات بسیار معتبر است، نقل می‌کند که حکیمه او را در حیات پدرش دیده است، این روایت که حکیمه خاتون حضرت را دیده است، در بسیاری از کتاب‌های مربوط به موضوع مهدویت به تکرار آمده است که حتی شب ولادت حضرت صاحب الزمان(عج) آن بانوی مکرم در خانه امام عسکری(ع) حاضر بوده و افطار را در کنار برادرزاده‌اش بوده و شاهد ولادت آن حضرت بوده است[16] و او را مکرراً دیده و چشمانش با دیدارش روشن شده است. بنابراین اگر رؤیت‌کنندگان حضرت را در یک جمع‌بندی قرار دهیم، می‌توانیم چنین نتیجه بگیریم که سه گروه حضرت را دیده‌اند: 1. اهل بیت آن حضرت(ع): مانند حکمیه خاتون عمه امام عسکری(ع) و خادمان خانه امام عسکری(ع) در ردیف اولین کسانی بوده‌اند که امام را زیارت کرده‌اند: الف) ظریف (ابونصر) خادم دودمان امام عسکری(ع)[17] ب) ابوسعید غانم خادم دیگر امام عسکری(ع) نقل کرده است که امام زمان(عج) در گهواره بود که به محضرش شرفیاب شدم . . . به من فرمود: «انا خاتم الاوصیاء و بی یدفع الله عن اهلی و شیعتی».[18] ج) نسیم خادم حضرت گوید: وارد شدم به حضور امام زمان(عج) بعد از اینکه ده شب از ولادتش می‌گذشت، در این حال عطسه کردم، به من فرمود: «یرحمک الله. . . . فقال: الا ابشرک فی العطاس، هو امان من الموت ثلاته ایام».[19] 2. نواب حضرت: گروه دوم که از دیدار امام(عج) در حیات پدرش مسرور شده‌اند، از نواب حضرتش بودند، عثمان بن سعید عمروی چنان که قبلاً نیز گفته شد. 3. اصحاب و شیعیان خاص: گروه سوم از زیارت کنندگان حضرت در عهد امام عسکری(ع)، اصحاب خاص و شیعیان نامدار حضرت بوده‌اند که به برخی از آن‌ها اشاره کردیم و بسیاری از بزرگان شیعه از جمله علمای شهر قم و شیعیان خاص امام عسکری(ع) به زیارت حضرت صاحب الزمان(ع) در زمان حیات پدرشان رسیده‌اند. 4. گروهی از علمای شیعه و مراجع وعارفان بی‌نام در غیبت کبری به زیارت حضرت مشرف شده‌اند، ولو حضرت را در آن حال نشناخته‌اند، اما حس حضور در محضر نور به اندازه‌ای شعف‌انگیز بوده که اشراق نور حضرت وجودشان را گرفته است، در برخی از آثار ذکر شده که بزرگانی از مراجع به قطع و یقین مشرف به حضورش بوده‌اند. *تنها فرزند امام عسکری(ع) و دلایل اثباتی آن برخی از نویسندگان چند فرزند برای امام حسن عسکری(ع) ذکر کرده‌اند، از جمله این فرزندان «محمد، موسی، فاطمه، عایشه، حسین و...»[20] اما به یقین این اقوال صحیح نباشد، دلایلی که ثابت می کند امام حسن عسکری فرزندی غیر از بقیه الله الاعظم ارواحنا فداه نداشت: 1 - اتفاق علمای شیعه: علمای شیعه تنها فرزند امام حسن عسکری(ع) را حضرت مهدی(عج) می‌دانند و فرزند دیگری را ذکر نکرده‌اند، در این رابطه شیخ مفید که کتابش از اعتبار خاصی برخوردار است، می‌نویسد: امام بعد از امام حسن عسکری(ع) فرزندش بود که هم نام و هم کنیه رسول خدا(ص) بود و امام حسن(ع) به جز او فرزندی نداشت؛ نه ظاهراً و نه باطناً؛ مادر این فرزند کنیزی به نام نرجس بوده است.[21] کلینی در کافی می‌نویسد: فرزندی برای امام حسن عسکری(ع) به دنیا آمد و او را محمد نام نهادند.[22] طبرسی در اعلام الوری همین قول را ذکر کرده است و می‌نویسد: فردی از امام حسن عسکری(ع) سؤال کرد: آقای من! آیا برای شما فرزندی هست؟ حضرت فرمود: بله! سؤال کرد، اگر امری اتفاق بیفتد در کجا از او می‌توانم سؤال کنم؟ حضرت فرمود: در مدینه.[23] علامه مجلسی در بحارالانوار می‌نویسد: اینکه حضرت مهدی(عج) برادری به نام موسی داشته باشد، این خبر غریب است.[24] 2 – اعتراف علمای اهل سنت: قندوزی که از علمای اهل سنت است، در باره امام زمان(عج) می‌نویسد که امام حسن عسکری(ع) یازدهمین امام شیعیان فقط یک پسر از خود به جای گذاشت که به حجت، قائم، مهدی و صاحب الزمان معروف است، وی در نیمه شعبان 255 هجری قمری به دنیا آمد و وقتی پدرش از دنیا رفت، وی پنج سال داشتند و اصحاب خاص و ثقات از به دنیا آمدن وی با خبر بودند. [25] 3- دلیل تاریخی : دلیل تاریخی هم وجود دارد که قول مشهور را تأیید می‌کند، کلینی می‌نویسد: معتمد عباسی چون شنیده بود که از حضرت عسکری(ع) فرزندی باقی مانده درصدد یافتن او برآمد و دستور داد عده‌ای از قابله‌ها، زنان و کنیزان آن حضرت را معاینه نمایند و اگر آثار حمل در آنها مشاهده شد گزارش کنند، نقل شده است که یکی از قابله‌ها به کنیزی شک کرد، از طرف خلیفه دستور داده شد که آن کنیز را در محلی تحت نظر قرار بدهند... سرانجام چون اثری از حمل ظاهر نشد آن کنیز آزاد شد.[26] معتمد برای آنکه وانمود کند که از امام حسن عسکری(ع) فرزندی باقی نمانده و شیعیان از وجود امام بعدی نومید شوند، دستور داد، میراث آن حضرت میان مادر و برادر امام حسن عسکری(ع) تقسیم شود: این تقسیم ارث دلالت بر این دارد که امام حسن عسکری(ع) فرزند دیگری نداشته‌اند و با توجه به اینکه خلیفه نتوانسته بود امام مهدی(عج) را پیدا کند، بنابراین دستور می‌دهد که ارث امام تقسیم شود. علی بن عیسی اربلی می نویسد: شیعیان عقیده داشتند که از امام فرزندی باقی مانده است که امامت را بر عهده دارد.[27] زیرا تعدادی از آنان فرزند خردسال امام را قبلاً دیده بودند. *راهبرد تربیت شاگردان نشانه‌ای برای شیعیان امام حسن عسکری(ع) چه در زمان حیات پدر گرامیشان و چه در دوران امامت خویش در شهر سامراء به شدت تحت نظر بودند، از این روی ارتباط با یاران به سختی صورت می‌گرفت و به همین علت یاران و شاگردان حضرت معمولاً به طور ناشناس با امام مرتبط بودند؛ به چند تن از یاران ایرشان اشاره می کنیم: 1. عثمان بن سعید سمری: وی که از قبیله بنی اسد بود و به علت سکونت در شهر سامرا به عسکری نیز مشهور بود، از یاران و اصحاب خاص امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) و همچنین به عنوان نائب اول از نواب اربعه امام زمان(عج) به حساب می‌آید.[28] از او در محافل شیعی به نام (سمّان) روغن فروش نیز یاد شده است، زیرا به منظور استتار فعالیت‌های سیاسی، روغن فروشی می‌کرد و اموال متعلق به امام(ع) را که شیعیان به وی تحویل می‌دادند، در ظرف‌های روغن قرار داده به محضر امام عسکری(ع) می‌رساند.[29] عثمان بن سعید مورد اعتماد و احترام عموم شیعیان بود.[30] پس از رحلت امام حسن عسکری(ع) مراسم تغسیل و تکفین و خاکسپاری آن حضرت را در ظاهر انجام داد.[31] در مورد تاریخ وفات وی اختلاف است، در برخی منابع 267 و در برخی 280 قمری ذکر شده است.[32] 2. محمد بن عثمان بن سعید سمری: وی نیز همچون پدر از بزرگان شیعه و از نظر تقوی و عدالت و بزرگواری مورد اعتماد و احترام شیعیان بود و از یاران مورد اعتماد امام عسکری(ع) بود، چنانچه امام عسکری(ع) در جواب (احمد بن اسحاق) که سؤال کرده بود، به چه کسی از شیعیان و معتمدین حضرت مراجعه کند؟ فرمود: عثمان بن سعید و پسرش هر دوی آن‌ها امین و مورد اعتماد من هستند، آنچه به تو برسانند از جانب من می‌رسانند و آنچه به تو بگویند از طرف من می‌گویند. سخنان آنان را بشنو و از آنان پیروی کن زیرا این دو تن مورد اعتماد و امین من هستند، وی که به عنوان نایب دوم امام زمان (عج) نیز بوده در تاریخ 304 یا 305 هجری قمری وفات یافت.[33] 3. احمد بن ابراهیم بن اسماعیل: ایشان یکی از خواص و نزدیکان امام حسن عسکری(ع) بود که آثار ارزنده‌ای در علوم مختلف از خود به یادگار گذاشت، کتاب (اسماء الجبال و المیاه و الاودیه) در علم جغرافیا بوده و همچنین در علم لغت تبحر داشته و از کاتبان و همنشینان امام(ع) بوده[34] وی در سال 291 هجری قمری وفات یافت.[35] 4. فضل بن شاذان بن خلیل مکنی به ابومحمد: که از مشایخ و ثقات و معتمدین و محدثین اواسط قرن سوم هجری است، وی فقیه متکلم جلیل‌القدر و از اصحاب حضرت جواد(ع) و امام هادی و امام حسن عسکری(ع) بوده و حدود 180 کتاب به او منسوب است که در موضوعات مختلف نگاشته از جمله «اثبات الرجعه»، «اربع مسائل فی الامامیه»، «الرد علی الباطنیه و القرامطه»، «حدوث العالم» و... او را متوفای 260 هجری می‌دانند و همچنین کتاب الایضاح فی الرد علی سائر الفرق از اوست.[36] 5. احمد بن محمد بن خالد برقی (متوفای 274 یا 280): وی نیز از یاران و اصحاب امام حسن عسکری(ع) بوده و همچنین پدرش محمد نیز از یاران امام(ع) محسوب می‌شد، ولی احمد شهرتی بیش از پدر داشته، او دارای آثار علمی بود، از جمله «المحاسن» که حاوی بسیاری از احادیث ائمه هدی(ع) است. 6. حسین بن اشکیب سمرقندی(مروزی): از اصحاب و یاران امام حسن عسکری(ع) و در نقل روایت از جانب رجالیون ثقه توصیف شده، مدتی در قم خادم حرم حضرت معصومه(س) بوده، سپس در سمرقند مقیم و به نشر معارف تشیع پرداخت.[37] 7. حسن بن موسی الخشاب: از بزرگان و علمای شیعه و از یاران امام عسکری(ع) بود و آثار علمی در موضوعات مختلف داشته از جمله کتاب «الرد علی الواقفه» و «النوادر» و... . 8. ابراهیم بن ابی حفص: کنیه‌اش ابواسحاق، کاتب و از اصحاب بزرگ امام حسن عسکری(ع) به شمار می‌رود و مردی ثقه و موجه است و همچنین او کتابی در رد اهل غلو نوشت.[38] 9. احمد بن ادریس قمی معروف به معلم: از اصحاب و یاران امام عسکری(ع) به شمار می‌رود، او فقیهی ثقه و مورد اعتماد شیعه بود که روایات زیادی نقل کرده و روایاتش صحیح است، دارای اثری به نام نوادر بوده و در سال 306 درگذشت.[39] 10. داود بن قاسم بن اسحاق: از اهالی بغداد که در نزد ائمه(ع) دارای مقام و منزلتی عالی بود و در نقل حدیث او را ثقه دانسته‌اند و از اصحاب خاص امام جواد و هادی و عسکری و حضرت صاحب الزمان علیهم‌السلام محسوب و از همه آن‌ها نقل روایت کرده است. امام عسکری(ع) در شرایط بسیار سخت و امنیتی و حصر کامل تمام وظایف امامت را که از سوی خداوند عهده‌دار بود، به زیبایی به انجام رساند و با معرفی امام بعدی به شیعه، انسجام و وحدت را به شیعه امامی هدیه داد، به نحوی که هیچ فرقه‌ای از شیعه در این عصر با وجود مدعیان دروغین پدیدار و ماندگار نشد، بحران‌های پیش‌روی شیعه نیز با نشانه‌هایی که حضرت ایجاد کرد با گذشت زمان و نور علائم امام عسکری یک به یک پایان یافت و تا آغاز غیبت کبری شیعه با آزمایش‌های سخت درگیر بود تا تشکیل دوره فقاهت و زعامت علمای بزرگ که پس از آن شیعه در سایه امام عصر از بالندگی علمی و تمدنی روبه رشد برخوردار بود که یکی از ثمرات آن شکل‌گیری حکومت اسلامی در ایران و دیگری شکوفایی دوباره تمدن‌اسلامی بر محور فقه اهل بیت است و.... *پی‌نوشت‌ها: [1]. اعلام الوری، ص 354. [2]. کلینی ، محمد ؛ اصول کافی، ج 1، ص 505 . [3]. الغیبه الطوسی، ص 212. [4]. انوار البهیّه، ص 490. [5]. بحار، ج 50، ص 214. [6]. شیخ عباس قمی ؛ سفینه البحار، تهران ، انتشارات دارالاسوه للطباعه و النشر، 1416 قمری ،ج 6، ص 143 . [7]. رک : سیره پیشوایان ، مهدی پیشوایی، ص 626 تا 650. [8]. مفید، محمد بن محمد، الارشاد قم، آل البیت، چاپ اول، 1413، ج2، ص339. [9]. همان، ص 336. [10]. همان، ص 339. [11]. طوسی، الغیبه، تهران، انتشارات نینوی الحدیثه، بی‌تا، ص 74 و مفید «پیشین» ص 336 علت مخفی بودن ولادت را توضیح داده است. [12]. شیخ طوسی ، پیشین، ص 14 و 148؛ مجلسی، بحارالانوار تهران، دارالکتب، ج 51، ص 22. [13]. محمد بن علی صدوق، کمال الدین قم، جامعه مدرسین، چاپ سوّم، 1416ق، ج 2، ص 435. [14]. همان. [15]. همان، ص 437. [16]. مفید، پیشین، 1413، ص 351، صدوق، پیشین، ص 424. [17]. مجلسی، «پیشین» ص 22؛ مفید، پیشین، ج 2، ص 354، طوسی، پیشین، ص 148. [18]. شیخ طوسی «پیشین» ص 148 و صافی گلپایگانی، لطف الله، منتخب الاثر، قم، مکتبه الداوری، چاپ هفتم، ص 360. [19]. طوسی، پیشین، ص 139. [20]. حسینی، سیدمحمدرضا، تاریخ اهل البیت(ع)، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، 1410ق، ص112 به نقل از هدایه المخطوطه. [21]. شیخ مفید، پیشین، ص 339. [22]. کلینی، کافی، تهران، مکتبه الصدوق، 1381، ج 1، ص 264. [23]. طبرسی، پیشین، ص 251. [24]. سید محمد رضا حسینی، همان، ص 112 به نقل از بحارالانوار، ج 13، ص 116. [25] . « ینابیع الموده لذوی القربی » ، ج 3 ، ص 171 . [26]. کلینی، پیشین، ج 1، ص 505. [27]. علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، مکتبه بنی هاشمی، 1381ق، ج 3، ص 199. [28]. طوسی‏، الغیبه، تهران، مکتبه نینوی الحدیثه بی تا ص 216. [29]. همان ص 214. [30]. همان ص 216. [31]. همان . [32]. حسین جاسم، تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم، ترجمه سید محمد تقی آیت اللهی، تهران ، امیرکبیر، 1367 ش، ص 155. [33]. طوسی پیشین ص 219 – 223 . [34]. شیخ طوسی، الفهرست. تحقیق شیخ جواد قیومی، بیروت، موسسه نشر الفقاهه، ص72؛ رجال نجاشی، ص92 . [35]. تهرانی، آقا بزرگ، الذریعه، بیروت، دارالاضواء چاپ دوم، 1403ق ج 2 ص 66. [36]. فضل بن شاذان الایضاح. تحقیق جلال الدین حسینی (بی جا ) (بی تا) ص 1 . [37]. احمد بن علی نجاشی، تحقیق آیت الله شبیری زنجانی، قم، جامعه مدرسین، 1413ق، ص 76، ش 182. [38]. باقر شریف قرشی، حیاه الامام الحسن العسکری(ع) ، ترجمه سید حسن اسلامی، قم، جامعه مدرسین، 1371، ص139 . [39]. احمد بن علی نجاشی، پیشین ، ص 143. انتهای پیام/
آدرس اینترنتی