نامه های امام عسکری
16 بازدید
موضوع: هیأت و نجوم
نحوه تهیه : فردی
تعداد شرکت کننده : 0
نامه های امام حسن عسکری(ع)؛ میراث ماندگار شیعه

حضرت امام حسن بن علی العسکری(ع) ملقب به «زکی» و «عسکری» در هشتم ربیع الثانی سال 232 هجری قمری در «مدینه منوره» از مادری پاک دامن به نام «حدیثه» یا «سوسن» چشم به جهان گشود.

به گزارش«رهوا»،امام یازدهم شیعیان، در خاندان نبوت و امامت و به دست پدر بزرگوارشان حضرت امام هادی(ع) تربیت یافتند. پس از شهادت ایشان(سال 254 هجری)، طبق اراده الهی و وصیت پدر، مسؤولیت هدایت و رهبری شیعیان را عهده دار شدند. بررسی حیات سیاسی و فرهنگی دوران حیات آن امام همام راهگشای وظایف شیعه در عصر انتظار خواهد بود، بنابراین در این نوشتار به این مسأله پرداخته می شود.

دربار فاسد؛ جامعه فاسد
شهادت امام هادی(ع) گرچه بار اندوهی سنگین را بر دوش شیعیان گذارده بود، اما عزاداری برای شهادت ایشان مانعی برای شناخت و درک از محضر پیشوای یازدهم شیعه نشد و شیعیان راستین به پیروی از امام شهیدشان، به امامت حسن بن علی العسکری(ع) شهادت داده و پیروی از ایشان را طوق افتخار خویش دانستند.
آغاز امامت امام عسکری(ع) همزمان با کشتار پیاپی حکام و خلفای جور عباسی توسط درباریان بود. بررسی اوضاع نابسامان دربار خلفای عباسی حکایت از فساد دربار حاکمانی دارد که در پسِ نام اسلام، هوای نفس خویش را پرورش می دادند.
امیر علی حسنلو، کارشناس تاریخ اسلام درباره اوضاع سیاسی دوران امامت امام عسکری معتقد است: فسق و فجور شایع در جامعه از دربار و درباریان به جامعه کشیده شده بود، زیرا هرگاه دربار و حکومتگران به فسق و فجور گراییدند، جامعه نیز پر از فسق و فجور بود و هرگاه حاکمان تقوا و زهد پیشه کردند، همین رسم در اجتماع رواج یافت و این تنها با اصلاح یک حاکم در رأس حاصل نمی شود، بلکه تمام ارکان حکومت باید چنین سلوکی پیشه کنند تا این رفتار در جامعه فرهنگ شود و گرنه با اصلاح یک یا چند نفر از حاکمان، جامعه هرگز اصلاح نخواهد شد، فرهنگ تقواپیشگی از لایه های فوقانی (کارگزاران)، به لایه های اجتماعی تسری پیدا می کند.
وی در تشریح وضعیت سیاسی دوران امامت امام عسکری اظهار می کند: از جمله مفاسد بزرگ این دوره، استیلای یک قشر نظامی غیرشایسته در امور جهان اسلام بود. آنها بودند که حاکمان عباسی را بر تخت نشانده و معزول می کردند. هر گاه اهل فرهنگ در جامعه و در رأس امور قرار بگیرند، شایسته سالاری محقق شده و جامعه، علم و تمدن جوانه زده و رو به رشد خواهد بود. شاهد عینی تاریخی بر این مدعا دوره استیلای آل بویه بر اوضاع خلافت است که وزیران عالم و دانشمندی چون ابن سینا، ابن مسکویه، ابن عمید و صاحب بن عباد و... داشتند. دقیقاً این دوره «دوره طلایی» تمدن اسلامی توسط مستشرقان و دانشمندان مسلمان نامیده شده، هیچ یک از وزیران دولت هایی مثل آل بویه، فاطمیان و مرعشیان و... که شیعه بودند نظامی نبودند. دوره امام حسن عسکری(ع) دوره حاکمیت نظامیان بر امور بود، بنابراین مردم بشدت تحت مراقبت نظامیان و کاملاً زندگی پر مرارت و در محاصره و ناامنی داشتند، ملاقات با مردم بسیار محدود و بیشتر در بیرون از خانه و هنگامی که به دربار برده می شد، انجام می گرفت که شیعیان با اشکال مختلف موفق می شدند با امام دیدار داشته باشند. امام حسن عسکری و پدرش امام هادی(ع) هر دو به اجبار در سامرا که یک شهر نظامی بود سکونت داشتند، چنان که امام رضا(ع) تحت نظر مأمون از مدینه به مرو منتقل شد.
حسنلو ادامه می دهد: تمام رفت و آمد و فعالیتهای آنها تحت کنترل شدید درآمد؛ شیعیان شناسایی می شدند و با برخی از آنها برخورد سیاسی و ایذایی می شد. این رفتار حاکمان عباسی بدین جهت بود که مانع از قیام ائمه با هواداران علیه حکومت شوند و گمان می کردند که آنها برای گرفتن حقوق خود قیام خواهند کرد.
امام حسن عسکری(ع) در شرایط بسیار سخت مثل یک زندانی در خانه خودش زندگی می کردند، در مدت اقامتشان چندین نوبت نیز در زندان حکومتی به طور رسمی محبوس بودند، در دوره ای که خانه ایشان به عنوان زندان بود، هر روز یا در روزهای مشخص مثل دوشنبه و پنجشنبه مجبور بودند در دارالحکومه یا جایی که حاکم با مردم دیدار داشت، حضور یافته و اعلام حضور نمایند، این دیدار اجباری و مستمر و منظم برای کنترل امام ترتیب داده می شد.
شیعه برای دیدار امامش با مشکل جدی مواجه بود، گاهی در طول راه با امام دیدار می کردند و بر سر راه امام می نشستند و امام با آنها دیدار می کردند یا آنها امام را از دور زیارت می نمودند، اختناق وصف ناپذیری که در هیچ دوره از تاریخ برای بشریت و دربار و هیچ انسانی اعمال نشده، ولی برای امام و شیعیان در دوره های مختلف بخصوص در دوره امام حسن عسکری(ع) این جو حاکم بود. برخی از شیعیان گزارش می دهند بر سر راه امام در خیابان ابی قطیعه بن داود که یکی از راههای امام به دارالحکومه بود، می نشستیم تا در مسیر امام از آن حضرت استمداد یا دیدارش کنیم و امام از منظور آنها آگاهی یافته و حاجاتشان را برآورده می ساختند.
جمعی از شیعه در لشکرگاه سامرا که امام از آنجا تحت مراقبت سربازان به دارالحکومه برده می شد، اجتماع کردند تا امام را زیارت کنند، اما امام با ارسال توقیعی به آنان چنین فرمودند: «هیچ یک از شما در این حال به من سلام نکند و به سوی من اشاره ننماید، چون جان همه شما در خطر است و شما تحت مراقبت مأموران حکومتی هستید.» با این نامه امام جان شیعه را از خطر حتمی نجات داد.
حجةالاسلام عباس جعفری نیز در ارتباط با وضعیت شیعیان می گوید: حاکمان عباسی، درآمد های دولتی را صرف اداره حکومت ظالمانه و عیش و نوش های خود و درباریان می کردند در بذل و بخشش های بی اندازه به شاعران متملق دربار و غیره ابا نداشتند. وی درخصوص موضع امام حسن عسکری(ع) اظهار می دارد: امام بنابر وظیفه الهی برابر تمام انحرافات و کجروی های حاکمان از بنی عباس ایستادگی کرد و برای لحظه ای عملکرد آنها را تأیید نکرد و نارضایتی خود را از این گونه عملکرد دستگاه خلافت اعلام کردند. به دلیل همین مواضع سیاسی امام بود که خلفای عباسی به مقابله با حضرت پرداختند و آن حضرت را زندانی کردند. این وضعیت موجب شورشهایی در بین مسلمانان شد که نشان از عدم رضایت مردم از وضعیت موجود در جامعه دارد.

دفاع از دین در قامت رهبر
جعفری با اشاره به وضعیت فکری و فرهنگی دوران امامت امام عسکری تصریح می کند: ظهور شعبده بازان غیر مسلمان که سعی در گمراه کردن و سست نمودن پایه های اعتقادی مسلمانان و بخصوص شیعیان را داشتند، یکی از حوادثی است که در این دوره صورت گرفت و امام(ع) نیز با تمام توان به دفاع از اسلام راستین و عقاید محکم وخلل ناپذیر آن و ابطال شبهه های دشمنان همت گماشت و دسیسه های منحرفین را که از طرف خلافت جبار عباسیان نیز حمایت می شد، نقش بر آب ساخت. پدیده دیگر، نسبتهای دروغی بود که جاهلان خیانت کار و گمراه به مقام امامت روا می داشتند، اما با هوشیاری و استدلال و مناظره قوی امام یازدهم هدایت و خیانت دروغ گویان برملا می شد. این کارشناس دینی ادامه می دهد: از جمله انحرافات عملی و پدیده های زشت این دوره، شیوع بی بند و باری و غرق شدن در شهوات و گناهان بود که بشدت از طرف خلفا و درباریان ترویج می شد.

گامهایی برای ماندگاری تفکر شیعه


امام عسکری(ع) با توجه به شرایط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی موجود در جامعه برنامه هایی را برای حفظ و تثبیت تفکر شیعی در آن دوران و اعصار بعدی ترسیم نمودند که آثار آن در دوران امامت امام عصر(عج) دیده می شود.
حجة الاسلام جعفری، ارایه ادعیه از ناحیه امام را یکی از راههای مبارزه عقیدتی با تفکرات مسموم و شیوه های باطل زندگی در جامعه آن روز عنوان می کند و می گوید: امام در این سخنان ارزشمند که به صورت مناجات و در حقیقت شکوه نامه ای به پیشگاه خداوند است، دقیقاً اوضاع خطیر و واقعیات اجتماعی حاکم بر جامعه را بازگو فرمودند.
وی با بیان این مطلب که مبارزه دائمی برای معرفی و حفظ عقاید شیعه یکی از اقدامات موثر امام در برابر نفوذ تفکرات منحرف حاکمیت درجامعه بود، ابراز می دارد: امام (ع) به دنبال این هدف با انواع شیوه ها به مبارزه ادامه می دادند و اذهان مردم نا آگاه را به واقعیت های اجتماعی متوجه می ساختند و اعلام می کردند که این حاکمیت فعلی مورد رضایت خداوند نیست.
ایشان تا حد امکان در ملاقات های خصوصی با اصحاب و یاران خود خطرات جبران ناپذیر خلفا و درباریان را نسبت به جامعه اسلامی گوشزد می نمودند.
تربیت اصحاب و حاملان حدیث، نگاشتن نامه به شیعیان و علاقه مندان به خاندان ولایت و امامت، تفسیر آیات قرآن و بیان محکم و متشابه آن و بیان روایات اعتقادی، اخلاقی، سیاسی و اجتماعی از جلوه های هدایت و خدمات فرهنگی امام حسن عسکری(ع)بود. حضرت در تربیت راویان حدیث سعی والایی داشت تا جایی که نزدیک به 107 نفر از شاگردان و اصحاب امام را نام برده اند و نامه های گرانبهایی از آن حضرت به یادگار مانده است که به عنوان میراث بزرگ شیعه مورد توجه پیروان آن حضرت قرار گرفت و چراغ راهی شد برای ادامه حیات تفکر شیعی در دوره ای که امام عصر در بین امت حاضر نبود.

 

نامه های امام حسن عسکری(ع)؛ میراث ماندگار شیعه

حضرت امام حسن بن علی العسکری(ع) ملقب به «زکی» و «عسکری» در هشتم ربیع الثانی سال 232 هجری قمری در «مدینه منوره» از مادری پاک دامن به نام «حدیثه» یا «سوسن» چشم به جهان گشود.

به گزارش«رهوا»،امام یازدهم شیعیان، در خاندان نبوت و امامت و به دست پدر بزرگوارشان حضرت امام هادی(ع) تربیت یافتند. پس از شهادت ایشان(سال 254 هجری)، طبق اراده الهی و وصیت پدر، مسؤولیت هدایت و رهبری شیعیان را عهده دار شدند. بررسی حیات سیاسی و فرهنگی دوران حیات آن امام همام راهگشای وظایف شیعه در عصر انتظار خواهد بود، بنابراین در این نوشتار به این مسأله پرداخته می شود.

دربار فاسد؛ جامعه فاسد
شهادت امام هادی(ع) گرچه بار اندوهی سنگین را بر دوش شیعیان گذارده بود، اما عزاداری برای شهادت ایشان مانعی برای شناخت و درک از محضر پیشوای یازدهم شیعه نشد و شیعیان راستین به پیروی از امام شهیدشان، به امامت حسن بن علی العسکری(ع) شهادت داده و پیروی از ایشان را طوق افتخار خویش دانستند.
آغاز امامت امام عسکری(ع) همزمان با کشتار پیاپی حکام و خلفای جور عباسی توسط درباریان بود. بررسی اوضاع نابسامان دربار خلفای عباسی حکایت از فساد دربار حاکمانی دارد که در پسِ نام اسلام، هوای نفس خویش را پرورش می دادند.
امیر علی حسنلو، کارشناس تاریخ اسلام درباره اوضاع سیاسی دوران امامت امام عسکری معتقد است: فسق و فجور شایع در جامعه از دربار و درباریان به جامعه کشیده شده بود، زیرا هرگاه دربار و حکومتگران به فسق و فجور گراییدند، جامعه نیز پر از فسق و فجور بود و هرگاه حاکمان تقوا و زهد پیشه کردند، همین رسم در اجتماع رواج یافت و این تنها با اصلاح یک حاکم در رأس حاصل نمی شود، بلکه تمام ارکان حکومت باید چنین سلوکی پیشه کنند تا این رفتار در جامعه فرهنگ شود و گرنه با اصلاح یک یا چند نفر از حاکمان، جامعه هرگز اصلاح نخواهد شد، فرهنگ تقواپیشگی از لایه های فوقانی (کارگزاران)، به لایه های اجتماعی تسری پیدا می کند.
وی در تشریح وضعیت سیاسی دوران امامت امام عسکری اظهار می کند: از جمله مفاسد بزرگ این دوره، استیلای یک قشر نظامی غیرشایسته در امور جهان اسلام بود. آنها بودند که حاکمان عباسی را بر تخت نشانده و معزول می کردند. هر گاه اهل فرهنگ در جامعه و در رأس امور قرار بگیرند، شایسته سالاری محقق شده و جامعه، علم و تمدن جوانه زده و رو به رشد خواهد بود. شاهد عینی تاریخی بر این مدعا دوره استیلای آل بویه بر اوضاع خلافت است که وزیران عالم و دانشمندی چون ابن سینا، ابن مسکویه، ابن عمید و صاحب بن عباد و... داشتند. دقیقاً این دوره «دوره طلایی» تمدن اسلامی توسط مستشرقان و دانشمندان مسلمان نامیده شده، هیچ یک از وزیران دولت هایی مثل آل بویه، فاطمیان و مرعشیان و... که شیعه بودند نظامی نبودند. دوره امام حسن عسکری(ع) دوره حاکمیت نظامیان بر امور بود، بنابراین مردم بشدت تحت مراقبت نظامیان و کاملاً زندگی پر مرارت و در محاصره و ناامنی داشتند، ملاقات با مردم بسیار محدود و بیشتر در بیرون از خانه و هنگامی که به دربار برده می شد، انجام می گرفت که شیعیان با اشکال مختلف موفق می شدند با امام دیدار داشته باشند. امام حسن عسکری و پدرش امام هادی(ع) هر دو به اجبار در سامرا که یک شهر نظامی بود سکونت داشتند، چنان که امام رضا(ع) تحت نظر مأمون از مدینه به مرو منتقل شد.
حسنلو ادامه می دهد: تمام رفت و آمد و فعالیتهای آنها تحت کنترل شدید درآمد؛ شیعیان شناسایی می شدند و با برخی از آنها برخورد سیاسی و ایذایی می شد. این رفتار حاکمان عباسی بدین جهت بود که مانع از قیام ائمه با هواداران علیه حکومت شوند و گمان می کردند که آنها برای گرفتن حقوق خود قیام خواهند کرد.
امام حسن عسکری(ع) در شرایط بسیار سخت مثل یک زندانی در خانه خودش زندگی می کردند، در مدت اقامتشان چندین نوبت نیز در زندان حکومتی به طور رسمی محبوس بودند، در دوره ای که خانه ایشان به عنوان زندان بود، هر روز یا در روزهای مشخص مثل دوشنبه و پنجشنبه مجبور بودند در دارالحکومه یا جایی که حاکم با مردم دیدار داشت، حضور یافته و اعلام حضور نمایند، این دیدار اجباری و مستمر و منظم برای کنترل امام ترتیب داده می شد.
شیعه برای دیدار امامش با مشکل جدی مواجه بود، گاهی در طول راه با امام دیدار می کردند و بر سر راه امام می نشستند و امام با آنها دیدار می کردند یا آنها امام را از دور زیارت می نمودند، اختناق وصف ناپذیری که در هیچ دوره از تاریخ برای بشریت و دربار و هیچ انسانی اعمال نشده، ولی برای امام و شیعیان در دوره های مختلف بخصوص در دوره امام حسن عسکری(ع) این جو حاکم بود. برخی از شیعیان گزارش می دهند بر سر راه امام در خیابان ابی قطیعه بن داود که یکی از راههای امام به دارالحکومه بود، می نشستیم تا در مسیر امام از آن حضرت استمداد یا دیدارش کنیم و امام از منظور آنها آگاهی یافته و حاجاتشان را برآورده می ساختند.
جمعی از شیعه در لشکرگاه سامرا که امام از آنجا تحت مراقبت سربازان به دارالحکومه برده می شد، اجتماع کردند تا امام را زیارت کنند، اما امام با ارسال توقیعی به آنان چنین فرمودند: «هیچ یک از شما در این حال به من سلام نکند و به سوی من اشاره ننماید، چون جان همه شما در خطر است و شما تحت مراقبت مأموران حکومتی هستید.» با این نامه امام جان شیعه را از خطر حتمی نجات داد.
حجةالاسلام عباس جعفری نیز در ارتباط با وضعیت شیعیان می گوید: حاکمان عباسی، درآمد های دولتی را صرف اداره حکومت ظالمانه و عیش و نوش های خود و درباریان می کردند در بذل و بخشش های بی اندازه به شاعران متملق دربار و غیره ابا نداشتند. وی درخصوص موضع امام حسن عسکری(ع) اظهار می دارد: امام بنابر وظیفه الهی برابر تمام انحرافات و کجروی های حاکمان از بنی عباس ایستادگی کرد و برای لحظه ای عملکرد آنها را تأیید نکرد و نارضایتی خود را از این گونه عملکرد دستگاه خلافت اعلام کردند. به دلیل همین مواضع سیاسی امام بود که خلفای عباسی به مقابله با حضرت پرداختند و آن حضرت را زندانی کردند. این وضعیت موجب شورشهایی در بین مسلمانان شد که نشان از عدم رضایت مردم از وضعیت موجود در جامعه دارد.

دفاع از دین در قامت رهبر
جعفری با اشاره به وضعیت فکری و فرهنگی دوران امامت امام عسکری تصریح می کند: ظهور شعبده بازان غیر مسلمان که سعی در گمراه کردن و سست نمودن پایه های اعتقادی مسلمانان و بخصوص شیعیان را داشتند، یکی از حوادثی است که در این دوره صورت گرفت و امام(ع) نیز با تمام توان به دفاع از اسلام راستین و عقاید محکم وخلل ناپذیر آن و ابطال شبهه های دشمنان همت گماشت و دسیسه های منحرفین را که از طرف خلافت جبار عباسیان نیز حمایت می شد، نقش بر آب ساخت. پدیده دیگر، نسبتهای دروغی بود که جاهلان خیانت کار و گمراه به مقام امامت روا می داشتند، اما با هوشیاری و استدلال و مناظره قوی امام یازدهم هدایت و خیانت دروغ گویان برملا می شد. این کارشناس دینی ادامه می دهد: از جمله انحرافات عملی و پدیده های زشت این دوره، شیوع بی بند و باری و غرق شدن در شهوات و گناهان بود که بشدت از طرف خلفا و درباریان ترویج می شد.

گامهایی برای ماندگاری تفکر شیعه


امام عسکری(ع) با توجه به شرایط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی موجود در جامعه برنامه هایی را برای حفظ و تثبیت تفکر شیعی در آن دوران و اعصار بعدی ترسیم نمودند که آثار آن در دوران امامت امام عصر(عج) دیده می شود.
حجة الاسلام جعفری، ارایه ادعیه از ناحیه امام را یکی از راههای مبارزه عقیدتی با تفکرات مسموم و شیوه های باطل زندگی در جامعه آن روز عنوان می کند و می گوید: امام در این سخنان ارزشمند که به صورت مناجات و در حقیقت شکوه نامه ای به پیشگاه خداوند است، دقیقاً اوضاع خطیر و واقعیات اجتماعی حاکم بر جامعه را بازگو فرمودند.
وی با بیان این مطلب که مبارزه دائمی برای معرفی و حفظ عقاید شیعه یکی از اقدامات موثر امام در برابر نفوذ تفکرات منحرف حاکمیت درجامعه بود، ابراز می دارد: امام (ع) به دنبال این هدف با انواع شیوه ها به مبارزه ادامه می دادند و اذهان مردم نا آگاه را به واقعیت های اجتماعی متوجه می ساختند و اعلام می کردند که این حاکمیت فعلی مورد رضایت خداوند نیست.
ایشان تا حد امکان در ملاقات های خصوصی با اصحاب و یاران خود خطرات جبران ناپذیر خلفا و درباریان را نسبت به جامعه اسلامی گوشزد می نمودند.
تربیت اصحاب و حاملان حدیث، نگاشتن نامه به شیعیان و علاقه مندان به خاندان ولایت و امامت، تفسیر آیات قرآن و بیان محکم و متشابه آن و بیان روایات اعتقادی، اخلاقی، سیاسی و اجتماعی از جلوه های هدایت و خدمات فرهنگی امام حسن عسکری(ع)بود. حضرت در تربیت راویان حدیث سعی والایی داشت تا جایی که نزدیک به 107 نفر از شاگردان و اصحاب امام را نام برده اند و نامه های گرانبهایی از آن حضرت به یادگار مانده است که به عنوان میراث بزرگ شیعه مورد توجه پیروان آن حضرت قرار گرفت و چراغ راهی شد برای ادامه حیات تفکر شیعی در دوره ای که امام عصر در بین امت حاضر نبود.